زنان در افغانستان اینگونه زندگی می کنند + عکس و جزئیات

روزگار زنان در افغانستان

زنان در افغانستان : دانشجوي خبرنگاري بوديم که «جورج بوش» به بهانه دستگيري «اسامه بن لادن»، دستور حمله به افغانستان را داد. از آن روزها سال هاي زيادي گذشته و حالا فکر کرديم وقتش رسيده به افغانستان بعد از طالبان برويم و از زندگي مردم گزارش تهيه کنيم. مي دانستيم جنگ يعني چه. از امنيت حين جنگ و بعد از جنگ هم آگاه بوديم. پيگير ويزا شديم.

سفارت افغانستان اعلام کرد به دلايل امنيتي به خبرنگاران آزاد ويزا نمي دهد و فقط خبرنگاران اعزامي خبرگزاري هاي رسمي امکان تقاضاي ويزا دارند. بيشتر از ۱۵ سال از آن حمله گذشته و آرامش تا حدي به افغانستان بازگشت، اما روياي ما براي ديدن افغانستان فراموش نشد که هيچ، خواستني تر هم شد… تا اينکه بالاخره راهي کابل شديم. سفر به اين سرزمين تجربه کم نظيري بود. از آن تجربه هايي که نمي توان آن را به سادگي توصيف کرد. کابل را خالص و بي غش ديديم. خوب و بد را صادقانه در طبق اخلاص گذشته بود و به ما عرضه کرد.

حجاب اختياري، عرف اجباري

چمدان را که مي بستيم، مانده بوديم چه برداريم و بعدا چطور بپوشيم. حتي آماده بوديم که اگر لازم بود، روبنده و برقع هم بزنيم، اما حالا به شما مي گوييم: «چمدان را که مي بنديد تا عازم افغانستان شويد، فرض را بر اين بگذاريد قرار است براي سفري در ايران لباس برداريد. مانتو و شال هاي رنگي. دماي هواي تهران را معيار قرار دهيد و پالتو يا لباس خنک انتخاب کنيد.»

1210447 358 زنان در افغانستان اینگونه زندگی می کنند + عکس و جزئیات

در قانون اساسي افغانستان حجاب اختياري است؛ اما عرف حکم مي کند که زنان در سطح شهر ملاحظاتي براي حجاب خود داشته باشند.

روبنده، برقع، چادَري

زني با روبنده و نگاه گريزانش شبيه ترين تصوير است به آنچه ما از افغانستان در رسانه ها ديده بوديم. اما حقيقت اين است که اين زن، سخت ترين تصويري بود که بعد از روزها گردش در کابل ديديم، از بس که چنين پوششي براي زنان در اقليت بود. حداقل در کابل خيلي کمتر از چيزي که انتظارش را داشتيم با زنان روبنده زده، برقع يا چادَري پوش مواجه مي شديم؛ اما همچنان مي شنيديم که اين پوشش از سوي جامعه زنان افغانستان نسبتا عادي و پذيرفته شده است. کنجکاو بوديم ببينيم آيا اين گزينش، انتخابي اختياري است يا هنوز هم تفکرات ديني و عرفي آنان را به سمت چنين پوششي هدايت مي کند.

«سميع حامد»، برنده جايزه بين المللي آزادي رسانه ها (IFP Award) و مشاور ارشد تلويزيون ملي افغانستان، در ديداري که از انجمن قلم افغانستان داشتيم در اين باره مي گويد: «پس از طالبان، سعي کرديم با ساخت و تهيه برنامه هاي آموزشي راديويي و تلويزيوني و برگزاري ورک شاپ هاي راهبردي متعدد، با کمک مراجع ديني و دفاع از حجاب اسلامي به زناني که طي سال هاي حکومت طالبان قوانين سختگيرانه و غيرعادلانه آن ها را پذيرفته بودند، يادآوري کنيم که حتي دين نيز حدود و تعريف ديگري از مقوله حجاب و آزادي زنان دارد.

جالب اين است که در جريان اين تلاش ها متوجه شديم تعداد قابل ملاحظه اي از زنان در سراسر افغانستان حاضر به پذيرفتن اين تغييرات نيستند بلکه به شدت مخالف اين موضوع هستند که چادري، برقع و روبنده هايشان را بردارند! مخالفت ها و پافشاري اين عده سبب شد تا اقدام به تحقيقات جدي در مورد اين عدم پذيرش کنيم.»

مشاور بنياد جهاني خانه هاي حقوق بشر، تصريح مي گويد: «انتخاب و استفاده از چادري ها در بسياري از موارد هيچ ربطي به باورهاي ديني زنان ندارد و اتفاقا ريشه بسيار جدي در مسائل اجتماعي و به ويژه اقتصادي دارد. زنان بسياري در پاسخ به اين سوال که چرا دلتان نمي خواهد چادري را از سرتان برداريد؟ گفتند زير چادري خيلي راحت تر هستند. اين همه پوشش و ديده نشدن به آن ها امکان مي دهد که با هر لباسي که دلشان مي خواهد از در بيرون بروند. حتي لازم نيست نگران آراستگي سر و صورتشان باشند.

عده ديگري هم مي گفتند به طور معمول شوهر، پدر يا برادرانشان به آن ها اجازه نمي دهند تنها و بدون همراهي آنان از در خانه بيرون بروند. وقتي از پوشش هاي اين چنيني استفاده مي شود به راحتي و بدون اينکه آن ها متوجه شوند، مي توانند از خانه بيرون بروند. اغلب تجربه مشابه و جالبي داشتند و مي گفتند بسيار پيش آمده که در بازار از کنار شوهر، پدر و برادرانشان گذشتند و به دليل اينکه چادري، برقع و روبنده پوشيده بودند، هيچ يک از آن ها متوجه حضورشان نشدند!»

1210448 355 زنان در افغانستان اینگونه زندگی می کنند + عکس و جزئیات

مشاور مرکز فرهنگ و انکشاف (توسعه) دانمارک در توضيح دلايل اقتصادي آن دسته از زناني که حاضر به زمين گذاشتند اين پوشش نبودند، گفت: «براي مشخص شدن اهميت اين بخش بايد چند مثال بزنم. مثلا يکي از کساني که در مصاحبه ها شرکت کرد، آموزگار بود. او در کنار آموزگاري در کارخانه اي کارگري مي کرد. پوشيدن چادري به او اين فرصت را داده بود که نه شغل آموزگاري مانع از پيدا کردن شغل دوم شود و نه موقعيت و فضاي شغل دوم، به وجهه اجتماعي آموزگاري او آسيبي وارد کند.

در مثالي ديگر، عده اي از زناني که نان آوري نداشتند يا درآمدشان کفاف خرج و دخل زندگي را نمي داد، به اتفاق مي گفتند که پوشيدن چادري و معلوم نبودن چهره هايشان به آن ها اين امکان را مي دهد تا راحت تر به سراغ نهادها و NGOهايي که به زنان کمک مي کنند، بروند و از کمک هاي نقدي و کالايي آن ها بهره مند شوند.»

اولويت با زنان است!

در اين سفر با «وحيد وارسته»، رييس انجمن قلم افغانستان آشنا شديم. روزي که مهمان انجمن قلم بوديم، برايمان از روند چاپ کتاب در افغانستان حرف زد. از اينکه هيچ مميزي وجود ندارد و تنها کافي است شما کتابي بنويسيد و ناشري را قانع کنيد که کتاب به فروش مي رسد. اگر خود نويسنده تامين بودجه کند، نيازي به راضي کردن ناشر هم نيست. اما واقعيت اين است که نام و شهرت ناشر مي تواند تاثير زيادي در فروش کتاب داشته باشد. اصلا همين شهرت و اعتبار ناشران است که باعث شده بسياري از نويسندگان جوان افغانستاني بيشترين همت و تلاش خود را بگذارند تا کتابشان را به چاپ ناشران ايراني باسابقه دربياورند.

درباره ميزان مشارکت زنان در ادبيات معاصر و عرصه کتاب افغانستان پرسيديم. انگار خاطره اي خوشايند را مرور مي کند، لبخندي و برايمان تعريف کرد: «از روز اول که انجمن قلم را در دست گرفتيم، متوجه غيبت زنان در جلسه هاي ادبي و محفل هاي شعر کابل شديم. تدبير ساده اي انديشيدم. با آگاهي از ترس، خجالت و اعتماد به نفس پاييني که در طول سال هاي طالبان به زنان افغانستان تحميل شد، زنان را به اين محافل دعوت کرديم واز آن ها خواستيم حداقل شنونده باشن.»

وارسته مي گويد: «همين حضور منفعل در نهايت به فعل درآمد. پس از چند ماه زنان ديگر فقط شنونده نبودند. آن ها شعرها و داستان هاي خودشان را که راوي دردها و راه شکفتن شان بود به قافيه و ريتم و در قصه براي ديگران مي خواندند. انجمن قلم افغانستان جزيي از افتخارات خود مي داند که براي چاپ کتاب، سيساتي توام با تبعيض مثبت براي زنان دارد.»

به گفته او، اگر چند نويسنده زن و مرد با کيفيت نويسندگي تقريبا يکسان، از اين انجمن تقاضاي پشتيباني مالي براي چاپ کتابشان را کنند، انجمن قلم براي جبران سال ها جفاي بي رحمانه اي که در حق زنان شده، اولويت را به آن ها مي دهد.

1210449 282 زنان در افغانستان اینگونه زندگی می کنند + عکس و جزئیات

خيابان، قلمرو کاملا مردانه

از لحظه اي که پا به خيابان هاي کابل گذاشتيم، متوجه سلطه مردان بر خيابان و بازار شديم. يکي دو روز اول که دنبال آدرس هاي مورد نظر مي گشتيم، مدام چشم مي انداختيم تا زني را پيداکنيم و جوياي آدرس شويم. معمولا حدود يکي دو دقيقه اي زمان مي برد تا بتوانيم زني را مخاطب قرار دهيم و آدرس را از او بپرسيم، اما واقعيت اين است تعداد زناني که در خيابان مي بينيد، بسيار کمتر از تعداد مردان است.

اما در همين خيابان هاي مردانه، کم نبودند پوسترهايي که پيام هاي آموزشي در حمايت از زنان داشتند. تناقض جالبي در سطح شهر بود. بيلبوردي مزين به دخترک زيبايي که نويد آرامش و آينده خوش او را مي داد. نمي شد وجود خوردي زرهي کنار اين پوستر سازمان حقوق زنان افغان را ناديده گرفت. در ورودي کتابفروشي ديگري دعوتنامه عمومي براي ارسال مقالات آکادميک با موضوع «راهکارهاي منع خشونت عليه زنان در افغانستان» نظر ما را به خود جلب کرد. پوستر قديمي بود اما براي مانشان از آن داشت که کارهاي آموزشي براي حقوق زنان از ديروز و امروز شروع نشده است.

حتما بخوانید :  دختر ایرانی زیبا که در مراسم ملکه زیبایی سال 2017 شرکت می کند + عکس

پوستر بزرگ ديگري ديديم به اين مضمون: «با وقفه گذاري بين ولادت ها، فرصت هاي تعليمي، آموزشي و رفاهي بيشتر را براي فرزندان خود فراهم نماييد.» کلينيک صحي (پزشکي) اسپانسر اين پوستر بود و گوياست که اين برنامه ها طولاني مدت هستند و مسئولان واقف هستند که براي بالا بردن سطح سلامت زنان، بايد زنان و مردان را هدف قرار دهند.

1210450 463 زنان در افغانستان اینگونه زندگی می کنند + عکس و جزئیات

از خيابان هاي نيويورک تا سرک هاي کابل

چند هفته پيش از سفرمان ويديويي در اينستاگرام از يک زن جوان در نيويورک ديديم. او براي مطالعه اي آکادميک در مورد مزاحمت هاي خياباني، پشت کلاه دوستش دوربين کوچکي نصب کرده بود تا به صورت غيرمحسوس رفتار مردان نسبت به زنان را در خيابان ثبت کند. اين ويديو پر بود از متلک و طعنه هاي مردان. حس همزادپنداري با زن نيويورکي در عين ناراحت کننده بودن برايمان عجيب بود. با خودمان گفتيم، در نيويورک هم همين آش است و همين کاسه!

فضاي مردانه کابل اما باعث شد تا چشم و گوش هايمان را بيشتر و بهتر باز کنيم. واقعيتي اين است که چندروز اول که در يابان رفت و آمد داشتيم، غير از يکي دو باري که چند جوان لهجه فارسي ما را به شوخي تقليد کردند، چيز ديگري نشنيديم. البته انکار نمي کنيم که شايد ملاحظه توريست بودنمان را هم مي کردند، به ويژه اينکه دوستان افغانستاني مان مدام با نگراني از تجربه ما براي قدم زدن در شهر سوال مي کردند! اما داستان وقتي عوض شد که وارد بخش قديمي شهر کابل يا «کابل قديم» شديم.

آنجا همان طور که از اسمش پيدا است، بافتي تاريخي و قديمي دارد. شبيه محله هاي قديمي جنوب شهر تهران. کوچه هاي باريک، نقشه تو در تويي را شکل داده اند که قلب بخشي از اقتصاد شهر در آن مي تپد. در کابل قديم بود که معني واقعي مردانه بودن شهر را فهميديم. جايي که شايد بپدا کردن زن، مثل يافتن سوزن در انبار کاه بود. در اين بخش شهر متلک هاي زيادي شنيديم. بخشي از جملات را مي فهميديم و از درک بخش ديگر عجز بوديم. فارسي زبان مشترکمان بود؛ اما اينجا در قلب کابل اصطلاحات خياباني نه از کشور به کشور يا شهر به شهر، بلکه از محله به محله فرق مي کرد.

مي خواهم رانندگي کنم

اگرچه هيچ منع قانوني وجود ندارد، ولي در افغانستان تعداد زناني که پشت فرمان اتومبيل مي نشينند، خيلي کمتر از مردان است. آنقدر کم که ما در طول سفر دو هفته اي مان، تنها دو بار با راننده اي زن، پشت فرمان، مواجه شديم. پرس و جو کرديم و متوجه شديم آموزشگاه هايي هم هستند که به زنان آموزش رانندگي مي دهند؛ اما تا آنجا که ما چشم انداختيم، هيچ آموزشگاه رانندگي نديديم.

گفته مي شود پس از سقوط طالبان، هفت ليسانس (گواهينامه) از ۸ هزار و ۶۹۸ گواهينامه رانندگي که در سال ۲۰۰۲ ملايد در افغانستان صادر شد، به زنان تعلق داشت. از سال ۲۰۰۳ ميلادي نيز با کمک يک نهاد آلماني براي برگزاري کلاس آموزش رانندگي به زنان افغانستان زمينه براي حضور آن ها در خيابان هاي افغانستان بيش از پيش فراهم شد به طوري که در سال ۲۰۱۲ ميلادي، ۱۴۰ زن گواهينامه دريافت کردند.

1210451 664 زنان در افغانستان اینگونه زندگی می کنند + عکس و جزئیات

در راه دموکراسي و آزادي

قد و قواره و صورت کوچکش گواه مي داد که سن و سال زيادي ندارد. سخت مي شد فکر کني به ۲۰ رسيده است با اين حال در جمع دوستانش که همگي دست کم ۸-۹ سال از او بزرگ تر بودند به عنوان يک پيشرو شناخته مي شد.

«سحر فطرت»، زاده ايران است و الفباي زندگي را در شيراز فراگرفته است و لا به لاي همه حرف هايش از ايران به عنوان سرزميني که نيمي از قلبش براي آن مي تپد ياد مي کند؛ اما وقتي به افغانستان مي رسد آن را چنين توصيف مي کند: «افغانستان، کشور من است. سرزمين مادرم و زادگاه پدرم. جايي که هر روز به خاطر زن بودنمان در آن مبارزه و مجادله مي کنيم. من در کابل جان، زندگي مي کنم. کابلي که هيچ وقت لقب «جان» را از دست نمي دهد. جايي که هر روز جوانانش تاوان جنگ هاي اجدادشان را مي دهند. کابلي که هر روز به سوي ترقي م رود و خيلي چيزها برايش مبهم است. سرزميني که گاهي از دموکراسي و آزادي مي شنود و گاهي از جنگ و خون.»

او که يک فعال مدني است و براي آموزش زنان و کودکان، شهر به شهر از اين سوي افغانستان به آن سوي افغانستان سفر مي کند و مستندهاي متعددي هم باري کمک به احياي حقوق اوليه زنان اين سرزمين ساخته است که بازتاب هاي جهاني نيز داشته اند، معتقد است: «ما راه درازي براي رسيدن به دموکراسي و آزادي داريم، هنوز بدون توجه به شأن و شعور انساني زنان، مردها خواسته هايشان را به آن ها تحميل مي کنند. هنوز هم اگر زني تصميم بگيرد با احترام به ودش، شخصيت مستقلي داشته باشد او را بداخلاق و بدکاره مي نامند.

متاسفانه در وارد بسيار زيادي به روشنفکران ما برچسب «مايه فساد بودن» مي چسبانند. البته نبايد فراموش کرد که خيلي از مردان روشنفکرنماي ما دموکراسي را براي خانه همسايه مي خواهند و با تعجب زن هايشان در خانه محبوس هستند. من معتقدم کابل ما با همه «جان» بودنش نياز به شست و شو و نوشدن ذهن هاي پير و جوان دارد و ما وظيفه داريم در اين راه همه سختي ها را بپذيريم…»

سحر معتقد است مبارزه بايد عيني و کاربردي و فارغ از شعرا باشد. او مي گويد: «فکر مي کنم تنها چيزي که خيلي زياد دارم جراتو اعتماد به نفس است. همين جرات زياد هم به من کمک کرده است گاهي بتوانم تابوها را بشکنم و فرصتي براي دختران همسن و سال خودم ايجاد کنم که ترس را کنار بگذارند. يادم مي آيد چند سال پيش هيچ دختري جرات نداشت در خيابان هاي کابل دوچرخه سوار يکند؛ اما من يک روز تصميم گرفتم همه سختي هاي اين کار را به جان بخرم و سوار بر دوچرخه در خيابان گردش کنم.

مواجه شدن با دختري که سوار دوچرخه است نه تنها براي مردان که براي زنان جامعه افغانستان هم تعريف شده نبود. اين رفتار آنقدر غيرعرف بود که بارها و بارها به من سنگ و ميوه هاي گنديده پرتاب کردند. فحش و ناسزا شنيدم و پدر و مادر برخي از دوستانم مانع از ادامه ارتباط آن ها با من شدند. اما امروز با گذشت ماه ها و سال ها همان دوستان قديم سوار دوچرخه مي شوند و همان همسايه هايي که مرا بدکاره مي ناميدند، دخترانشان را تشويق مي کنند که دوچرخه سواري ياد بگيرند. خوشحالم که امروز افغانستان تيم دوچرخه سواري بانوان دارد. تنها آرزويم پيشرفت زنان افغان است.»

1210452 191 زنان در افغانستان اینگونه زندگی می کنند + عکس و جزئیات

فروشندگي، شغلي نه چندان زنانه

غير از يک رستوران، يک داروخانه، چند فروشگاه زنجيره اي مثل فاينست و فروشگاه ايرانيان که معمولا محل خريد خارجي ها به شمار مي آيد و فاضي متعادل تري هم دارد در هيچ فروشگاه، دکان و مغازه اي فروشنده زن نديديم. به نظر مي رسد فروشندگي از آن شغل هايي نيست که زنان افغانستان علاقه اي به آن داشته باشند. شايد هم مثل خيلي از بخش هاي ديگر عرف آن ها را مجبور مي کند فرصت هاي اين حرفه را ناديده بگيرند.

زنان در سينما

شروع سفرمان همزمان شد با افتتاح جشنواره فيلم زنان افغانستان. در جريان برگزراي جشنواره، با «رويا سادات»، اولين زن کارگردان افغانستاني آشنا شديم. کسي که علاوه بر مديريت و اداره «خانه فيلم رويا»، رياست جشنواره فيلم زنان را نيز بر عهده داشت.

رويا سادات، فارغ التحصيل رشته حقوق و علوم سياسي از دانشگاه هرات است و سينما را بيتشر به شکل تجربي و با سپري کردن يک دوره آموزشي دوساله در بخش کارگرداني، آن هم به صورت مکاتبه اي در کره جنوبي فراگرفته است.

او نيز همچون بسياري از مردم افغانستان، فروريختن رژيم طالبان (۲۰۰۱) را نقطه عطف مسير موفقيت هايش مي داند. رويا سادات و خواهرش «الکا»، که فيلم هايش جايزه هاي بين المللي متعددي گرفته است، از همه ذوق هنري و مهارت حرفه اي خود استفاده مي کنند تا قصه هاي ناگفته زنان افغانستان را براي مردم دنيا بازگو کنند.از بسته شدن مکاتب (مدرسه هاي) دخترانه گرفته تا فقر، قاچاق، اعتياد و… همه و همه موضوعاتي است که اين زنان هنرمند به زبان تصوير فرياد مي کشند.

رويا سادات واقف است که توليد فيلم براي فيلمسازان زن افغانستان کار ساده اي نيست؛ اما از حق نمي گذرد که بعضي مشکلات جنسيت نمي شناسد. مثل وقتي که فيلمسازي براي انتخاب صحنه مجبور مي شود به مناطقي برود که خطر انفجار ماين (مين) وجود دارد. مين، اصلا زن و مرد نمي شناسد.

حتما بخوانید :  دانلود ترانه عاشقانه بایرام به سبک تایتانیک در برنامه خندوانه + فیلم

ديواري مملو از کتاب هاي دکتر

شنيده بوديم کتاب هاي ايراني در افغانستان طرفدار دارد اما وقتي در يکي از کتابفروشي هاي بزرگ کابل با قفسه هايي مملو از کتاب هاي علي شريعتي مواجه شديم، از تعجب دهانمان باز ماند. اين تعجب وقتي بيشتر شد که رديف مجلاتي چون تجربه و مهرنامه، بخار و… را روي زمين ديديم.

1210453 469 زنان در افغانستان اینگونه زندگی می کنند + عکس و جزئیات

نقدهاي ادبي و رمان هاي سياسي، خاطرات سياستمداران و کتاب هاي تاريخ، نيمي چاپ ايران و نيمي چاپ افغانستان کنار هم چيده هم شده بودند. نگاه به ما يادآوري کرد اين چيدمان فقط آرشيوي از کاغذهاي زير چاپ رفته نيست، اين چيدمان هويت افغانستان و افغانستاني است. بيشتر مردم افغانستان، حتي اگر تحصيلات عاليه نداشته باشند، تاريخ شفاهي کشور خود را با جزييات تاريخ ها و وقايع حفظ هستند.

فيلترينگ بي فيلترينگ

يکي از شگفتي هاي افغانستان فيلتر نبودن فيس بوک و توييتر است! فيس بوک در اين سرزمين محبوبيت و فراگيري عجيبي داشت. آنقدر که جوانان براي چک کردن اخبار خبرگزاري ها و روزنامه ها به فيس بوک مراجعه مي کردند و پيگير همه رويدادها از طريق صفحات فيس بوک بودند.

جالب تر اينکه وقتي در کوچه و بازار از مردم اجازه مي گرفتيم تا عکسي از آن ها بگيريم، اولين سوالي که از ما پرسيده مي شد، اين بود: «روي فيس بوک مي گذاري؟» يا «روي فيس بوک که نمي گذاري؟»

بعدتر متوجه شديم تاثير اين شبکه اجتماعي در جامعه افغانستان به قدري جدي و غيرقابل انکار است که حتي دولتمردان و سياستمداران هم براي پيشبرد بسياري از اهدافشان از آن کمک مي گيرند. بسياري مي گفتند نفوذ و اعتبار فيس بوک شبيه حق وتوي اثرگذار در انتخابات رياست جمهوري پيشين افغانستان، ايفاي نقش داشته است.

تلاشي اينجا، تلاشي آنجا

«تلاشي» از آن واژه هايي بود که تا آخرين روز سفرمان، ذهنمان از هضم و درک آن ناتوان بود. اولين بار وقتي وارد رستوران شديم با اين واژه مواجه شديم. تلاشي يا همان «ايست بازرسي» خودمان؛ بخشي از هويت فعلي افغانستان است و کاربري اش نه ايجاد رعب و وحشت که تامين امنيت است.

رستوران ها، هتل ها، فروشگاه ها و تمام اماکني که محل رفت و آمد اتباع کشورهاي خارجي اند از بيم حملات تروريستي، برميناي اصول امنيتي خاص به سختي محافظت مي شوند. در شهر اغلب از بيرون ساختمان هاي بي روزني را مي بيني که به محض عبور از «تلاشي»ها، به باغ و فضاهاي مجلل منتهي مي شوند. امکان ندارد قصد ورود به مکان شلوغ و نسبتا رسمي را داشته باشي و با تلاشي که اسلحه آماده به شليک در دست دارد، مواجه نشوي. با اين حال امکان ندارد شب هنگام به ويژه ديروقت، تلاشي هاي شبانه اي که مسئوليت کنترل امنيت شب شهر را بر عهده دارند، جلوي اتومبيلي که سرنشينان زن دارد را بگيرند! به قول خودشان «سياه سر» (زن) را چه به تهديد امنيت!

خيابان ها، اسم ها

کابل و احتمالا در تعميمي کلي، افغانستان يکي از مکان هايي است که نقشه، گوگل مپ و آدرس دقيق پستي به کارتان نمي آيد. دلايل زيادي از جمله سال ها جنگ و ويراني، اختلافات قومي و مناسب نبودن امکانات سبب شده تا خيابان ها، کوچه ها و خانه ها با آدرس هاي متداولي که ما سراغ داريم، يافت نشوند. البته اين به آن معني نيست که هيچ خيابان، سرک و کوچه اي هم اسم ندارد.

1210454 128 زنان در افغانستان اینگونه زندگی می کنند + عکس و جزئیات

وقتي قرار است جايي برويد، مطمئن باشيد حتما نامي از يک نقطه شاخص برده خواهدشد و مقصد شما نسبت به دوري و نزديکي و شمال و جنوب بودن آن نقطه بايد پيدا شود. کار سختي است؛ اما جذابيت هاي خودش را دارد.

شايد يکي از جالب ترين چيزهايي که در کابل ديديم، نحوه انتخاب اسم خيابان هاي اصلي است. جاده همديگرپذيري براي صلح، جاده آزادي بيان، چهارراهي جاده ابريشم، جاده عنصري، بلخي و… نام هاي روي تابلو ها گاهي به قدري پرمعنا بودند که شکار آن ها يکي از سرگرمي هاي ما شد. شايد فقط در کابل است که اسم يک خيابان بيشتر از يک نشاني است شايد مقصود از آن رسيدن به سرمنزل انسانيت باشد.

شگفتي ديگر راسته بودن مشاغل در کابل است. مثلا وقتي قرار است گوشت بخري خواه ناخواه شما را به خياباني هدايت مي کنند که از اول تا آخرش و تقريبا در هر دو سمت آن قصابي وجود دارد. همين قانون در مورد گلفروشي، داروخانه، رستوران، کتابفروشي، صنايع دستي، پرنده فروشي، نجاري، فلزکاري، خشکبار و ميوه و سبزيجات هم صدق مي کند.

صداي زنگ مدرسه مي آيد

زنگ خانه زده شد. دخترکان با خوشحالي از مدرسه بيرون زدند. شلوغ مي کردند و صداي خنده هاي از ته دل و گپ هاي بعد از کلاسشان حجم کوچه را پر کرده بود.

با ديدن آن ها ياد دوران مدرسه خودمان افتاديم. روپوش سرمه اي و مقنعه و شال سفيد، لب هاي پرخنده و حس رهايي از معلم و کلاس و درس… خوشحاليم که کابوس منع مکتب رفتن دختران افغانستان، به تاريخ پيوسته است. چشمانمان از ديدن سرخوش کوچک و بزرگشان برق مي زند. آن ها هم مثل ما، تصوير خودشان در شيشه مغازه يا موتري (خودرويي) را برانداز مي کنند تا از مرتب بودن سر و ضعشان مطمئن شوند. انگار هيچ ربطي به مليت ندارد هر جاي دنيا که باشي، از مدرسه بيرون مي آيي بايد خيالت راحت باشد که شيک و پسنديده به چشم مي آيي.

مهرباني گم شده

از سنگ هاي زينتي افغانستان زياد شنيده بوديم، لاجورد، فيروزه. اما زمرد سبز پنجشير و الماس سياه آفريقا؟ تصورش را هم نمي کرديم فروشنده چنين سنگ هاي ارزشمندي را نشانمان دهد! الماس هاي سياه و زيباي ۸ قيراطي. هر قيراط ۸ هزار دلار!

پچ پچ مي کرديم و از زمردهاي باکيفيت و بي نظير آمريکاي جنوبي حرف مي زديم که «عبدالفتاح شيرزاد»، مالک دکان سنگ هاي زينتي کابل، به ما گفت: «اشتباه نکنيد، اين تکه زمرد بي حباب و بي خط را که ۸ هزار دلار قيمت دارد، ببينيد. زمرد پنجشير است. هزار بار خالص تر از زمردهاي آمريکاي جنوبي.»

1210455 139 زنان در افغانستان اینگونه زندگی می کنند + عکس و جزئیات

پس از کلي زير و رو کردن و چانه زدن و خريد يک تکه از لاجوردهاي زيباي افغانستان، از عبدالفتاح خان خواستيم کمکمان کند تا تاکسي بگيريم و رهسپار خانه شويم که دوباره با مهرباني بي بديل مردم اين ديار مواجه شديم. گفت: «اين وقت شب؟ هوا تاريک گشته است. موتر (خودرو) از چه کارتان است؟ من خودم موتر دارم مي رسانمتان.» مغازه را نصفه و نيمه بست و همراه ما شد.

هر سه با تعجب پرسيديم: «چرا الماس به اين گراني و زمرد به اين ارزشمندي را زير شيشه مي گذاريد؟ حتي در کشو هم نمي گذاريد! گاوصندوق نداريد؟»

با اطمينان گفت: «اينجا افغانستان است. امن است. دزدي نمي شود. هراس نداشته باشيد.»

اطمينان او حس جدييد از امنيت و تعريف تازه اي از اعتماد را در ذهن ما ايجاد کرد.

33591 170 زنان در افغانستان اینگونه زندگی می کنند + عکس و جزئیات
زن افغان در انتظار کمک های دولت ترکیه در کابل
33592 721 زنان در افغانستان اینگونه زندگی می کنند + عکس و جزئیات
دختر افغان در صف کمک های دولت ترکیه در کابل
33593 263 زنان در افغانستان اینگونه زندگی می کنند + عکس و جزئیات
صف کمک های دولت ترکیه در کابل
33613 280 زنان در افغانستان اینگونه زندگی می کنند + عکس و جزئیات
33594 823 زنان در افغانستان اینگونه زندگی می کنند + عکس و جزئیات
امضای زنان پس از دریافت کمک ها
33595 473 زنان در افغانستان اینگونه زندگی می کنند + عکس و جزئیات
روبینا جلالی نامزد انتخابات پارلمان افغانستان
33596 744 زنان در افغانستان اینگونه زندگی می کنند + عکس و جزئیات
زن افسر پلیس افغانستان در همایش زنان پلیس
33597 770 زنان در افغانستان اینگونه زندگی می کنند + عکس و جزئیات
اولین کافی نت زنان در کابل
33598 592 زنان در افغانستان اینگونه زندگی می کنند + عکس و جزئیات
زنان در صف رای گیری انتخابات ریاست جمهوری
33599 681 زنان در افغانستان اینگونه زندگی می کنند + عکس و جزئیات
دو زن افغان در فروشگاه لباس
33600 858 زنان در افغانستان اینگونه زندگی می کنند + عکس و جزئیات
عبور زن افغان از خیابان برفی
33612 254 زنان در افغانستان اینگونه زندگی می کنند + عکس و جزئیات
زن روستایی آب مورد نیاز خانواده را از چشمه تامین می کند
33601 828 زنان در افغانستان اینگونه زندگی می کنند + عکس و جزئیات
زنان پای سخنرانی حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان
33602 965 زنان در افغانستان اینگونه زندگی می کنند + عکس و جزئیات
دختران نوازنده در یک آموزشگاه موسیقی در کابل
33603 883 زنان در افغانستان اینگونه زندگی می کنند + عکس و جزئیات
زنان مورد حمله قرار گرفته توسط طالبان
33609 474 زنان در افغانستان اینگونه زندگی می کنند + عکس و جزئیات
دختران افغان قربانی حملات هوایی ناتو
33606 999 زنان در افغانستان اینگونه زندگی می کنند + عکس و جزئیات
دو زن افغان در مانور نیروهای ویژه افغانستان
33607 526 زنان در افغانستان اینگونه زندگی می کنند + عکس و جزئیات
زن افغان و همسرش
33608 469 زنان در افغانستان اینگونه زندگی می کنند + عکس و جزئیات
دختر دونده افغان در زمین تمرین
33610 198 زنان در افغانستان اینگونه زندگی می کنند + عکس و جزئیات
تجمع اعتراضی فعالان حقوق زن در کابل
33611 819 زنان در افغانستان اینگونه زندگی می کنند + عکس و جزئیات