زندگی زنان در پاکستان و ناگفته های خطرناک زنان پاستانی + عکس

زندگی خطرناک زنان پاکستان

زنان پاکستان : همیشه سعی می‌کنم از جاهای شلوغ و مردان چشم چران فاصله بگیرم. در شهرها کار کردن راحت‌تر است، اما سفر به مناطق روستایی‌تر سخت‌تر است

101928 933 زندگی زنان در پاکستان و ناگفته های خطرناک زنان پاستانی + عکسزندگی زنان در پاکستان

چند سال پیش، پس از آنکه کار خودم با دوربین را در منطقه محل زندگی‌ام در پاکستان آغاز کردم به ناگهان توسط گروهی از مردان مورد حمله قرار گرفتم. حرفشان این بود که چرا فیلمبرداری می‌کنم. آن‌ها مرا هل دادند و دوربینم را هم شکستند. خواهران و برادران و مادر مضطرب به من گفتند که باید حرفه روزنامه نگاری را کنار بگذارم و یک کار اداری یا خانگی برای خودم دست و پا کنم؛ ولی من زیر بار نرفتم.

به آن‌ها گفتم: «در پاکستان هیچ جا برای زنان کاملا امن نیست. هر جایی که بروی خطر در کمین است و ریسک‌هایی وجود دارد. کارم را به رغم دردسرهایش کاملا می‌شناسم و آن را دوست دارم. وقتی بین این همه مشکلات کار می‌کنم، حس قوی‌تر شدن به من دست می‌دهد. بیشتر حس زنده بودن دارم.»

کار کردن به عنوان عکاس خبری و فیلمبردار در پاکستان چالش‌های زیادی را به همراه دارد. مردم این کشور به ویژه محل زندگی من – شهر مولتان در ایالت پنجاب – به شدت محافظه کارند. این منطقه حتی به خشونت علیه زنان نیز شهرت دارد. انواع داستان‌های مربوط به “قتل‌های ناموسی، تجاوزهای گروهی و همچنین ازدواج اجباری دختران جوان با طایفه‌های رقیب برای حل و فصل درگیری‌ها در این منطقه کم نیست. هر زنی که اینجا به خیابان برود، خشونت در انتظارش است.

عکس زنان پاکستانی

101929 231 زندگی زنان در پاکستان و ناگفته های خطرناک زنان پاستانی + عکسآسیه بیبه، ۳۵ ساله، قربانی اسید پاشی – عکس مربوط به ماه مارس سال ۲۰۱۲ است که در خانه آسیه در مولتان گرفته شده است. اسیدپاشی در پاکستان نسبتا متداول است

این مشکلات علی‌الخصوص زمانی وخیم‌تر می‌شود که یک زن کاری را انجام دهد که به مذاق مردان خوش نمی‌آید: تهیه عکس و فیلم از اتفاقات خبری. اغلب اوقات یک چشمم روی چشمی دوربین است و با چشم دیگر حواسم به مردان چشم‌چرانی است که دورم جمع می‌شوند. حتی زمانی که به سمت مناطق روستایی جنوب می‌روم، عملا مورد تهدید جدی قرار می‌گیرم.

شروع تصادفی

شروع کار من با ویدیو تصادفی بود. هجده سالم بود و یک همسایه از من خواست تا برای فیلمبرداری از مراسم عروسی به او کمک کنم – او برای فیلمبرداری از بخش زنانه مراسم به یک زن احتیاج داشت. قبلا از آن روز اصلا دوربین دستم نگرفته بودم، اما پس از آموزشی کوتاهی، دوربین فیلمبرداری سنگین VHS را دستم داد.

نتیجه اما اتفاقا چندان بد نشد و او پیشنهاد یک کار دیگر را هم به من داد. پدرم در کار فروش بز فعالیت می‌کرد و درآمد بسیار اندکی داشتیم. به همین خاطر از پیشنهاد او استقبال کردم.

101930 706 زندگی زنان در پاکستان و ناگفته های خطرناک زنان پاستانی + عکس
عکس عروس در کراچی – نوامبر ۲۰۱۳

در کار دوم، تنظیمات دوربین را به هم ریختم و فیلم آبی شد! مشتری آنقدر عصبانی شده بود که پول همسایه‌ام را پرداخت نکرد. یر به یر شدیم و من هم رفتم سر درسم. قرار بود تا سال دوازدهم درسم را ادامه دهم و مدرکم را بگیرم. اما مادرم مریض شد و متاسفانه زودتر ترک تحصیل کردم.

حتما بخوانید :  پیشنهاد شبکه جم به نعیمه نظام‌ دوست رونمایی شد + جزئیات

مدتی بعد با همسایه‌مان “اقبال بات” تماس گرفتم که کار فیلمبرداری را به من یاد دهد. مدتی بعد نزدیک به ۴۰۰ رویپه از هر مراسم عروسی پول درمی‌آوردم.

شروع کار خبر

سال بعد یعنی ۱۹۷۷ میلادی کارم را شروع کردم: یک سازمان خبری بین‌المللی با ما تماس گرفت تا از مراسم سقوط یک سالن عروسی در شهر دیر غازی‌خان که منجر به کشته شدن چندین نفر شده بود، عکاسی کنیم. با رئیسم برای فیلمبرداری به آنجا رفتیم. جو کاملا محافظه کارانه بود و رئیسم را به داخل خانه راه ندادند.

101931 740 زندگی زنان در پاکستان و ناگفته های خطرناک زنان پاستانی + عکس
عروسی‌‎ها در پاکستان باشکوه و پرجمعیت برگزار می‌شوند – کراچی، مارس ۲۰۱۳

دلیل سقوط سقط سالن، وجود افراد زیاد در آنجا بود. دقیق یادم نیست که چند نفر جانشان را آنجا از دست دادند اما تقریبا ۱۰، ۱۲ نفری زیر آوار باقی مانده بودند. من عکاسی و فیلمبرداری می‌کردم. پس از آن دیگر همراه اقبال و عکاسان دیگر فقط کار خبری می‌کردیم.

خطرات کاری

عکاسی خبری در پاکستان خطرات خودش را دارد. اولین بار در اکتبر ۲۰۰۱ خطر مرا تهدید کرد: وقتی که برای پوشش تظاهرات به شهر یعقوب آباد در ۳۶۰ کیلومتری جنوب غرب مولتان رفتم. درگیری بین پلیس و مردم بالا گرفت و نزدیک به ۲۰۰ نفر دستگیر شدند. خشن‌ترین تظاهراتی بود که تا حالا دیده‌ام. پلیس همه را به باد کتک گرفته بود از مردم عادی گرفته تا خبرنگاران و فیلمبرداران. به هر ترتیبی که بود آنجا ماندم و کارم را ادامه دادم. یک آن فکر کردم که دیگر کارم ساخته است، اما نفهمیدم که چطور قسر در رفتم!

101932 321 زندگی زنان در پاکستان و ناگفته های خطرناک زنان پاستانی + عکس
درگیری‌های یعقوب آباد – اکتبر ۲۰۰۱

101933 203 زندگی زنان در پاکستان و ناگفته های خطرناک زنان پاستانی + عکس
عروس در یک مراسم شلوغ عروسی – کراچی، مارس ۲۰۱۳

اولین بار بود که حین کار ترسیده بودم. خطر همه جا در کمین بود. اما وقتی دیدم فیلمم را رسانه‌های خارجی پخش می‌کنند، از خودم بسیار حس رضایت داشتم، زیرا کاری را انجام داده بودم که در آن شرایط ژورنالیست‌‌های مرد هم به سختی آن را انجام می‌دادند. انتقال آن حس کار دشواری است. همان موقع بود که تصمیم گرفتم در کار خبر فعالیت کنم. می‌دانستم که در این کار می‌توانم اسم و رسمی برای خودم دست و پا کنم.

شاید بدترین اتفاق در تابستان امسال برایم رخ داده باشد. به خانه مردی رفتم که به خاطر اسیدپاشی یک زن جانش را از دست داده بود. آن‌ها با هم رابطه نامشروع داشتند. اما وقتی خانواده‌اش دوربین را دیدند عصبانی شدند.

آغاز تراژدی

سال ۲۰۰۵ همسر اقبال از دنیا رفت و من با او ازدواج کردم. زندگی خصوصی و کاری‌ام با هم ادغام شده بود. در طول آن سال‌ها به خوبی یکدیگر را شناخته بودیم. خانواده‌ام هم به تدریج با این موضوع کنار آمدند.

101934 480 زندگی زنان در پاکستان و ناگفته های خطرناک زنان پاستانی + عکسشازیا باتی در اسلام آباد – اوت ۲۰۱۶

تراژدی اما سه سال بعد به وقوع پیوست. همسرم شش سال پیش به خاطر پرفشاری خون از دنیا رفت. همه چیز به هم ریخته بود. نمی‌دانستم چه کار کنم. بسیار تنها و درمانده شده بودم. از خودم فرزندی نداشتم اما از فرزندان همسر قبلی شوهرم مراقبت می‌کردم. در خانه همسرم زندگی می‌کردیم ولی پس از مرگ اقبال، از من خواستند تا آنجا را ترک کنم. به خانه پدری‌ام برگشتم.

حتما بخوانید :  دختر ایرانی زیبا که در مراسم ملکه زیبایی سال 2017 شرکت می کند + عکس

هنوز پیگیر کارهای خبری بودم تا اینکه سیل سهمگین پاکستان در سال ۲۰۱۰ از راه رسید. علاوه بر پوشش آن، چندین ماجرای ضرب و شتم و همچنین داستان “مختار مای” را هم پوشش دادم؛ زنی که به خاطر تجاوز گروهی به دادگاه رفت تا حقش را پس بگیرد و به نماد امید و مقاومت در سطح جهان تبدیل شد.

زن پاکستانی

101935 707 زندگی زنان در پاکستان و ناگفته های خطرناک زنان پاستانی + عکسمختار مای، قربانی تجاوز گروهی در پاستان

کار کردن به عنوان یک زن هم نکات مثبت دارد هم منفی. نکته مثبتش این است که به جاهایی می‌توانم برم که مردان اجازه ورود ندارند؛ با کسانی می‌توانم صحبت کنم که از صحبت کردن با مردان خجالت زده می‌شوند.

همیشه سعی می‌کنم از جاهای شلوغ و مردان چشم چران فاصله بگیرم. در شهرها کار کردن راحت‌تر است، اما سفر به مناطق روستایی‌تر سخت‌تر است زیرا مردان چندان آشنایی با زنان شاغل ندارند. به هر حال، برای اینکه کارم را آسان‌تر کنم، یک دستیار مرد استخدام کرده‌ام.

101936 301 زندگی زنان در پاکستان و ناگفته های خطرناک زنان پاستانی + عکس

101937 111 زندگی زنان در پاکستان و ناگفته های خطرناک زنان پاستانی + عکس

در طول این سال‌ها، چندین فیلمبردار که حالا در شبکه‌های خبری مهم پاکستان مشغول به کارند را آموزش داده‌ام. البته اسمشان را نمی‌گویم زیرا ممکن است خجالت بکشند یا مورد تمسخر همکارانشان قرار گیرند.

همین که آن‌ها کار را یاد بگیرند، دیگر پشت سرشان را هم نگاه نمی‌کنند و نمی‌گویند که یک زن به آن‌ها آموزش داده است. البته جای تعجب هم ندارد؛ در جامعه مردسالاری زندگی می‌کنیم که به زنان فقط به چشم خانه‌دار نگاه می‌شود. البته مهم هم نیست که آن‌ها قدردان باشند یا خیر. می‌دانم که چه خبر است.

عکس‌ هایی متفاوت از زندگی و زنان پاکستان

وقتی می‌گوییم «پاکستان» به‌یاد چه می‌افتید؟ فقر، فساد، ترور، خشونت، القاعده، طالبان، بمب اتم و … . اما آیا تمام پاکستان همین است؟ آیا مانند ذهنیت همیشگی‌مان، زنان هیچ نقشی در این جامعه ندارند؟!

«زهره بن سمرا»، عکاس خبرگزاری رویترز، عکس‌هایی متفاوت از پاکستان و زنان پاکی را بر روی فضای مجازی قرار داده است. وی که حدود دو سال است در پاکستان مشغول عکاسی است، دلیل خود برای انتشار این عکس‌ها را، آشنایی با وجهه دیگری از پاکستان بیان می‌کند. ببینید و بخوانید عکس‌ها و توضیحات زهره بن سمرا از پاکستان؛

The other Pakistan 01 زندگی زنان در پاکستان و ناگفته های خطرناک زنان پاستانی + عکساَنسا حسن، که دارای درجه استادی در انیستیتوی مُد مارانگونی در لندن است، به عنوان مدیر بازاریابی پورشه در پاکستان مشغول بکار شده است. او در این عکس در حال معرفی خودروی اسپرت جدید پورشه به مشتریان پاکستانی است.
The other Pakistan 02 زندگی زنان در پاکستان و ناگفته های خطرناک زنان پاستانی + عکسصنا میر (وسط)، کاپیتان تیم ملی کریکت زنان پاکستان، در کنار هم تیمی و فیزیوتراپ تیم، درحال استراحت، هنگام تمرین آمادگی برای مسابقات جهانی کریکت زنان است. صنا درحالی که تحصیلات مهندسی دارد، رشته خود را رها کرده و به علاقه ورزشی‌اش میپردازد. تیم کریکت زنان پاکستان، دهمین تیم برتر جهان است.
The other Pakistan 05 زندگی زنان در پاکستان و ناگفته های خطرناک زنان پاستانی + عکسصنا میر، درحال انجام تمرین های ویژه برای آمادگی برای بیستمین دوره مسابقات جهانی کریکت است.
The other Pakistan 04 زندگی زنان در پاکستان و ناگفته های خطرناک زنان پاستانی + عکسنازیا پروین، هنگام تمرین صخره نوردی، با مربی خود، عمران جنیدی شوخی می‌کند.
The other Pakistan 03 زندگی زنان در پاکستان و ناگفته های خطرناک زنان پاستانی + عکسالینا رضا، که بزودی از دانشگاهی از سوئیس فارغ التحصیل می‌شود، مدیر کارخانه «سو کمال» است. این کارخانه که به تولید پارچه می‌پردازد، متعلق به مادر الینا است. او علاقه شدید به مد و فشن داشته و در این عکس، در اتاق پوشاکش، درحال آماده شدن برای رفتن به مهمانی است.
The other Pakistan 09 زندگی زنان در پاکستان و ناگفته های خطرناک زنان پاستانی + عکسالینا رضا، که مدیر کارخانه پارچه مادرش است، در اتاق خواب خود مشغول مطالعه است.
The other Pakistan 10 زندگی زنان در پاکستان و ناگفته های خطرناک زنان پاستانی + عکسالینا پشت سر پسر سه ساله خود، رایان ایستاده است. رایان مشغول بازی با تبلت خود است.
The other Pakistan 11 زندگی زنان در پاکستان و ناگفته های خطرناک زنان پاستانی + عکساروم احمد، مالک کارخانه سو کمال، درحال صحبت با کارکنانش است.
The other Pakistan 12 زندگی زنان در پاکستان و ناگفته های خطرناک زنان پاستانی + عکساحمد، کارخانه خود را سه سال پیش راه اندازی کرده است. او زنان را به کار در کارخانه خود تشویق می‌کند. سو کمال در فیصل آباد واقع است .
The other Pakistan 06 زندگی زنان در پاکستان و ناگفته های خطرناک زنان پاستانی + عکسزینب عباس، مربی یک کلاس فیتنس در لاهور است.
The other Pakistan 07 زندگی زنان در پاکستان و ناگفته های خطرناک زنان پاستانی + عکسزینب عباس، سالها پیش باشگاه فیتنس خود را در لاهور افتتاح کرده است. این کلاس ها برای زنانی است که اغلب در کمر و مفاصلشان دچار مشکلاتی هستند. همچنین دوره‌های ویژه‌ای برای زنان باردار در این باشگاه وجود دارد.
The other Pakistan 071 زندگی زنان در پاکستان و ناگفته های خطرناک زنان پاستانی + عکسفاطمه، کارشناس آموزشی و مدل است. وی در این عکس درحالی که از تلفن همراهش استفاده می‌کند، از خدمتکار فیلیپینی خود آب می‌گیرد.
The other Pakistan 08 زندگی زنان در پاکستان و ناگفته های خطرناک زنان پاستانی + عکسفاطمه مدیر عامل مدارس خصوصی ایست که در اقصا نقاط پاکستان دایر می‌باشند. این مدارس توسط مادر همسر فاطمه ساخته شده‌اند.
The other Pakistan 13 زندگی زنان در پاکستان و ناگفته های خطرناک زنان پاستانی + عکسگروه راک قَیّاس، در حال تمرین در یک استودیوی خصوصی در اسلام آباد است.
The other Pakistan 14 زندگی زنان در پاکستان و ناگفته های خطرناک زنان پاستانی + عکسسارا (راست)، خواهر هنرمند جوان پاکستانی، عثمان احمد، در حال کشیدن قلیان در جمع دوستان در خانه خود است.
The other Pakistan 15 زندگی زنان در پاکستان و ناگفته های خطرناک زنان پاستانی + عکسزهرا افریدی، که یک طراح داخلی است، با اره برقی درحال تراشیدن مجسمه یه گیتار است. او طراحی داخلی یک «کلاسیک راک کافه» در اسلام آباد را بر عهده گرفته است.
The other Pakistan 16 زندگی زنان در پاکستان و ناگفته های خطرناک زنان پاستانی + عکسافریدی در کارگاه خود درحال صحبت با یک نجار است.
The other Pakistan 17 زندگی زنان در پاکستان و ناگفته های خطرناک زنان پاستانی + عکسافریدی در اسلام آباد زندگی میکند و به علاقه شخصی خود، یعنی طراحی داخلی میپردازد.
The other Pakistan 18 زندگی زنان در پاکستان و ناگفته های خطرناک زنان پاستانی + عکسنادیا منظور (وسط) ، که مدیر اجرایی یک کودکستان است، به همراه همسر و پسرش، عمر و زیدان، در حال تماشای تلویزیون است.
The other Pakistan 19 زندگی زنان در پاکستان و ناگفته های خطرناک زنان پاستانی + عکسیک کودک درحال یادگیری پیانو در کودکستان است.
The other Pakistan 20 زندگی زنان در پاکستان و ناگفته های خطرناک زنان پاستانی + عکسکودکان درحال خواندن کتاب در یک کودکستان در اسلام آباد هستند. این کودکستان برای کودکان ۱۸ ماهه تا ۶ ساله است.

با این وجود همچنان این سوال مطرح است که آیا افراد حاضر در عکس متمدن شده‌اند یا غرب‌‌زده شده‌اند؟

منبع : فرادید -فارنت