بهترین و زیباترین شعر های سهراب سپهری + عکس و متن

اشعارسهراب سپهری / روشنی من گل آب

Untitled 1462 بهترین و زیباترین شعر های سهراب سپهری + عکس و متن

ابری نیست
بادی نیست
می نشینم لب حوض
گردش ماهی ها روشنی من گل آب
پاکی خوشه زیست
مادرم
ریحان می چیند
نان و ریحان و پنیر آسمانی بی ابر اطلسی هایی تر
رستگاری نزدیک لای گلهای حیاط
نور در کاسه مس چه نوازش ها می ریزد
نردبان از سر دیوار بلند صبح را روی زمین می آرد
پشت لبخندی پنهان هر چیز
روزنی دارد دیوار زمان که از آن چهره من پیداست
چیزهایی هست
که نمی دانم
می دانم سبزه ای را بکنم خواهم مرد
می روم بالا تا اوج من پر از بال و پرم
راه می بینم در ظلمت من پر از فانوسم
من پر از نورم و شن
و پر از دار و درخت
پرم از راه از پل از رود از موج
پرم از سایه برگی در آب
چه درونم تنهاست

Untitled 1461 بهترین و زیباترین شعر های سهراب سپهری + عکس و متن

line10 بهترین و زیباترین شعر های سهراب سپهری + عکس و متن

اشعار سهراب سپهری / آب را گل نکنیم

آب را گل نکنیم
در فرودست انگار کفتری می خورد آب
یا که در بشه ای دور سیره ای پر می شوید
یا در آبادی کوزه ای پر می گردد
آب را گل نکنیم
شاید این آب روان می رود پای
سپیداری تا فروشوید اندوه دلی
دست درویشی شاید نان خشکیده فرو برده در آب
رزن زیبایی آمده لب رود
آب را گل نکنیم
روی زیبا دوبرابر شده است
چه گوارا این آب
چه زلال این رود
مردم بالا دست چه صفایی دارند
چشمه هاشان جوشان گاوهاشان شیرافشان باد
من
ندیدم دهشان
بی گمان پای چپرهاشان جا پای خداست
ماهتاب آنجا می کند روشن پهنای کلام
بی گمان در ده بالا دست چینه ها کوتاه است
مردمش می دانند که شقایق چه گلی است
بی گمان آنجا آبی آبی است
غنچه ای می شکفد اهل ده باخبرند
چه دهی باید باشد
کوچه باغش
پر موسیقی باد
مردمان سر رود آب را می فهمند
گل نکردنش ما نیز
آب را گل نکنیم

Untitled 1463 بهترین و زیباترین شعر های سهراب سپهری + عکس و متن

line10 بهترین و زیباترین شعر های سهراب سپهری + عکس و متن

سهراب سپهری / بانگي از دور مرا مي خواند

ديرگاهي است در اين تنهاييرنگ خاموشي در طرح لب استبانگي از دور مرا مي خواند،ليك پاهايم در قير شب است.رخنه اي نيست در اين تاريكيدر و ديوار به هم پيوستهسايه اي لغزد اگر روي زميننقش وهمي است ز بندي رسته.نفس آدمهاسر به سر افسرده استروزگاري است در اين گوشه پژمرده هوا،هر نشاطي مرده استدست جادويي شبدر به روي من و غم مي بندد.مي كنم هر چه تلاش،او به من مي خندد.نقش هايي كه كشيدم در روز،شب ز راه آمد و با دود اندود.طرح هايي كه فكندم در شب،روز آمد و با پنبه زدود.ديرگاهي است كه چون من همه رارنگ خاموشي در طرح لب است.جنبشي نيست در اين خاموشي،دستها، پاها در قير شب است.

635798034861237751 بهترین و زیباترین شعر های سهراب سپهری + عکس و متن

line10 بهترین و زیباترین شعر های سهراب سپهری + عکس و متن

سهراب سپهری / هیچکس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت .

من از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم
حرفی از جنس زمان نشنیدم!
هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود.
کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد.
هیچکس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت .
من به اندازه ی یک ابر دلم میگیرد
…..
و شبی از شبها
مردی از من پرسید
تا طلوع انگور چند ساعت راه است؟باید امشب بروم
باید امشب چمدانی را
که به اندازه ی پیراهن تنهایی من جا دارد بردارم
و به سمتی بروم
که درختان حماسی پیداست
رو به ان وسعت بی واژه که همواره مرا می خواند
یه نفر باز صدا زد سهراب!
کفش هایم کو؟

O1375693590 بهترین و زیباترین شعر های سهراب سپهری + عکس و متن

line10 بهترین و زیباترین شعر های سهراب سپهری + عکس و متن

دو شعر کوتاه از سهراب سپهری

هر کجا هستم باشم
آسمان مال من است
پنجره ، فکر، هوا، عشق، زمین مال من است
چه اهمیت دارد
گاه اگر می رویند
قارچ های غربت ؟………………………….من نمی دانم که چرا می گویند :اسب حیوان نجیبی استکبوتر زیباست
و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست
گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد
چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید
واژه ها را باید شست …سهراب سپهری

10479 853 بهترین و زیباترین شعر های سهراب سپهری + عکس و متن

line10 بهترین و زیباترین شعر های سهراب سپهری + عکس و متن

سهراب سپهری / پشت هیچستانم

به سراغ من اگر می آییدپشت هیچستانمپشت هیچستان رگ های هوا پر قاصد هایی استکه خبر می آرند از گل وا شده ی دورترین نقطه ی خاکپشت هیچستان چتر خواهش باز استتا نسیم عطشی در بن برگی بدودزنگ باران به صدا می آیدآدم اینجا تنهاستو در این تنهایی سایه ی نارونی تا ابدیت جاریستبه سراغ من اگر می آییدنرم و آهسته بیا ییدکه مبادا ترک بردارد چینی نازک تنهاییاز : سهراب سپهری

D8B3D987D8B1D8A7D8A8 D8B3D9BED987D8B1DB8C بهترین و زیباترین شعر های سهراب سپهری + عکس و متن

line10 بهترین و زیباترین شعر های سهراب سپهری + عکس و متن

سهراب سپهری / تو چقدر تنهایی …

صبح امروز کسی گفت به من:
تو چقدر تنهایی …
گفتمش در پاسخ :
تو چقدر حساسی …
تن من گر تنهاست…
دل من با دلهاست…
دوستانی دارم
بهتر از برگ درخت
که دعایم گویند و دعاشان گویم…
یادشان دردل من …
قلبشان منزل من……
صافى آب مرا يادتو انداخت…رفيق…
تو دلت سبز…
لبت سرخ…
چراغت روشن…
چرخ روزيت هميشه چرخان…
نفست داغ…
تنت گرم…
دعايت با من…
“سهراب سپهري”

حتما بخوانید :  راز زیبایی 9 بازیگر زن و مرد ایرانی کشف شد + دلیل پیر نشدن از زبان خودشان

line10 بهترین و زیباترین شعر های سهراب سپهری + عکس و متن

431185 50rF8tJy بهترین و زیباترین شعر های سهراب سپهری + عکس و متن
شعر ساعت از سهراب سپهری

سایه دراز لنگر ساعت
روی بیابان بی‌پایان در نوسان بود:
می‌آمد، می‌رفت.
می‌آمد، می‌رفت.
و من روی شن‌های روشن بیابان
تصویر خواب کوتاهم را می‌کشیدم،
خوابی که گرمی دوزخ را نوشیده بود
و در هوایش زندگی‌ام آب شد.
خوابی که چون پایان یافت
من به پایان خودم رسیدم.
من تصویر خوابم را می‌کشیدم
و چشمانم نوسان لنگر ساعت را در بهت خودش گم کرده بود.
چه‌گونه می‌شد در رگ‌های بی‌فضای این تصویر
همه گرمی خواب دوشین را ریخت؟
تصویرم را کشیدم
چیزی گم شده بود.
روی خودم خم شد:
حفرهٔی در هستی من دهان گشود.
سایه دراز لنگر ساعت
روی بیابان بی‌پایان در نوسان بود
و من کنار تصویر زنده خوابم بودم.
تصویری که رگ‌هایش در ابدیت می‌تپید
و ریشه نگاهم در تار و پودش می‌سوخت.
این‌بار
هنگامی که سایه لنگر ساعت
از روی تصویر جان گرفته من گذشت
بر شن‌های روشن بیابان چیزی نبود.
فریاد زدم:
تصویر را باز ده!
و صدایم چون مشتی غبار فرو نشست.
سایه دراز لنگر ساعت
روی بیابان بی‌پایان در نوسان بود:
می‌آمد، می‌رفت.
می‌آمد، می‌رفت.
و نگاه انسانی به دنبالش می‌دوید.

از : سهراب سپهری

SOHRAB SEPEHRI بهترین و زیباترین شعر های سهراب سپهری + عکس و متن

line10 بهترین و زیباترین شعر های سهراب سپهری + عکس و متننام شعر : صدای پای آب … شاعر : سهراب سپهری

اهل كاشانم
روزگارم بد نيست.
تكه ناني دارم ، خرده هوشي، سر سوزن ذوقي.
مادري دارم ، بهتر از برگ درخت.
دوستاني ، بهتر از آب روان.

و خدايي كه در اين نزديكي است:
لاي اين شب بوها، پاي آن كاج بلند.
روي آگاهي آب، روي قانون گياه.

من مسلمانم.
قبله ام يك گل سرخ.
جانمازم چشمه، مهرم نور.
دشت سجاده من.
من وضو با تپش پنجره ها مي گيرم.
در نمازم جريان دارد ماه ، جريان دارد طيف.
سنگ از پشت نمازم پيداست:
همه ذرات نمازم متبلور شده است.
من نمازم را وقتي مي خوانم
كه اذانش را باد ، گفته باد سر گلدسته سرو.
من نمازم را پي “تكبيره الاحرام” علف مي خوانم،
پي “قد قامت” موج.

كعبه ام بر لب آب ،
كعبه ام زير اقاقي هاست.
كعبه ام مثل نسيم ، مي رود باغ به باغ ، مي رود شهر به شهر.

“حجر الاسود” من روشني باغچه است.

اهل كاشانم.
پيشه ام نقاشي است:
گاه گاهي قفسي مي سازم با رنگ ، مي فروشم به شما
تا به آواز شقايق كه در آن زنداني است
دل تنهايي تان تازه شود.
چه خيالي ، چه خيالي ، … مي دانم
پرده ام بي جان است.
خوب مي دانم ، حوض نقاشي من بي ماهي است.

اهل كاشانم
نسبم شايد برسد
به گياهي در هند، به سفالينه اي از خاك “سيلك”.
نسبم شايد، به زني فاحشه در شهر بخارا برسد.

پدرم پشت دو بار آمدن چلچله ها ، پشت دو برف،
پدرم پشت دو خوابيدن در مهتابي ،
پدرم پشت زمان ها مرده است.
پدرم وقتي مرد. آسمان آبي بود،
مادرم بي خبر از خواب پريد، خواهرم زيبا شد.
پدرم وقتي مرد ، پاسبان ها همه شاعر بودند.
مرد بقال از من پرسيد : چند من خربزه مي خواهي ؟
من از او پرسيدم : دل خوش سيري چند؟

پدرم نقاشي مي كرد.
تار هم مي ساخت، تار هم مي زد.
خط خوبي هم داشت.

423122 465414540162484 1625075202 n بهترین و زیباترین شعر های سهراب سپهری + عکس و متن

line10 بهترین و زیباترین شعر های سهراب سپهری + عکس و متن

كار ما نیست شناسایی راز گل سرخ (سهراب سپهری)

کار مانیست شناسایی راز گل سرخکار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیمپشت دانایی اردو بزنیم دست در جذبه یک برگ بشوییم و سر خوان برویم صبح ها وقتی خورشید در می اید متولد بشویم هیجان ها را پرواز دهیم روی ادرک ‚ فضا‚ رنگ صدا پنجره گل نم بزنیمآسمان را بنشانیم میان دو هجای هستیریه را از ابدیت پر و خالی بکنیمبار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریم نام را باز ستانیم از ابراز چنار از پشه از تابستانروی پای تر باران به بلندی محبت برویمدر به روی بشر و نور و گیاه و حشره باز کنیمکار ما شاید این است که میان گل نیلوفر و قرنپی آواز حقیقت بدویم

سهراب سپهری

ghayegh بهترین و زیباترین شعر های سهراب سپهری + عکس و متن

line10 بهترین و زیباترین شعر های سهراب سپهری + عکس و متن

زندگي، خاطره‌ي آمدن و رفتن ماست (سهراب سپهری)

شب آرامي بودميروم در ايوان، تا بپرسم از خودزندگي يعني چه؟مادرم سيني چايي در دستگل لبخندي چيد، هديه‌اش داد به منخواهرم تكه‌ي ناني آورد، آمد آنجالب پاشويه نشستپدرم دفتر شعري آورد، تكيه بر پشتي دادشعر زيبايي خواند، و مرا برد به آرامش زيباي يقينبا خودم مي‌گفتم:زندگي، راز بزرگيست كه در ما جاريستزندگي فاصله‌ي آمدن و رفتن ماسترود دنيا جاريستزندگي، آبتني كردن در اين رود استوقت رفتن به همان عرياني، كه به هنگام ورود آمده‌ايمدست ما در كف اين رود به دنبال چه مي‌گردد؟هيچ!!!زندگي، وزن نگاهي است كه در خاطره‌ها مي‌ماندشايد اين حسرت بيهوده كه بر دل داريشعله‌ي گرمي اميد تورا خواهد كشتزندگي درك همين اكنون استزندگي شوق رسيدن به همانفردايي است، كه نخواهد آمدتو نه در ديروزي، و نه در فرداييظرف امروز، پر از بودن توستشايد اين خنده كه امروز، دريغش كرديآخرين فرصت همراهي با، اميد استزندگي ياد غريبي است، كه در سينه‌ي خاكبه جا مي‌ماندزندگي، سبزترين آيه، در انديشه‌ي برگزندگي، خاطر يك قطره، در آرامش رودزندگي، حس شكوفايي يك مزرعه، در باور بذرزندگي، باور درياست در انديشه‌ي ماهي، در تنگزندگي ترجمه‌ي روشن خاك است، در آيينه‌‌‌ي عشقزندگي، فهم نفهميدن‌هاستزندگي، پنجره‌اي باز به دنياي وجودتا كه اين پنجره باز است، جهاني با ماستآسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماستفرصت بازي اين پنچره را دريابيمدر نبنديم به نور، در نبنديم به آرامش پرمهر نسيمپرده از ساحت دل برگيريمروبه اين پنجره، با شوق، سلامي بكنيمزندگي، رسم پذيرايي از تقدير استوزن خوشبختي من، وزن رضايتمنديستزندگي، شايد شعر پدرم بود كه خواندچاي مادر، كه مرا گرم نمودنان خواهر كه به ماهي‌ها دادزندگي شايد آن لبخنديست، كه دريغش كرديمزندگي زمزمه‌ي پاك حياتست، ميان دو سكوتزندگي، خاطره‌ي آمدن و رفتن ماستلحظه‌ي آمدن و رفتن ما تنهاييستمن دلم مي‌خواهد قدر اين خاطره را دريابيم

حتما بخوانید :  اینستاگرام بازیگران و ستاره های ایرانی ( عکس های جدید سری هفتم)

سهراب سپهري

line10 بهترین و زیباترین شعر های سهراب سپهری + عکس و متن
جهنم سرگردان از سهراب سپهری

شب را نوشیده ام
و بر این شاخه های شکسته می گریم.
مرا تنها گذار
ای چشم تبدار سرگردان !
مرا با رنج بودن تنها گذار.
مگذار خواب وجودم را پر پر کنم.
مگذار از بالش تاریک تنهایی سر بردارم
و به دامن بی تار و پود رویاها بیاویزم.
سپیدی های فریب
روی ستون های بی سایه رجز می خوانند.
طلسم شکسته خوابم را بنگر
بیهوده به زنجیر مروارید چشم آویخته.
او را بگو
تپش جهنمی مست !
او را بگو: نسیم سیاه چشمانت را نوشیده ام.
نوشیده ام که پیوسته بی آرامم.
جهنم سرگردان!
مرا تنها گذار. سهراب سپهری

line10 بهترین و زیباترین شعر های سهراب سپهری + عکس و متن

وقت لطیف شن – سهراب سپهری

سهراب سپهری :باران

اضلاع فراغت را می شست.

من با شن های

مرطوب عزیمت بازی می کردم

و خواب سفرهای منقش می دیدم.

من قاتی آزادی شن ها بودم.

من

دلتنگ

بودم.

در باغ

یک سفره مانوس

پهن

بود.

چیزی وسط سفره، شبیه

ادراک منور:

یک خوشه انگور

روی همه شایبه را پوشید.

تعمیر سکوت

گیجم کرد.

دیدم که درخت ، هست.

وقتی که درخت هست

پیداست که باید بود،

باید بود

و رد روایت را

تا متن سپید

دنبال کرد.

اما

ای یاس ملون!

line10 بهترین و زیباترین شعر های سهراب سپهری + عکس و متن

تا شقایق هست زندگی باید کرد … سهراب سپهری

دشت هایی چه فراخ
کوه هایی چه بلند
در گلستانه چه بوی علفی می آمد؟
من دراین آبادی پی چیزی می گشتم
پی خوابی شاید
پی نوری ‚ ریگی ‚ لبخندی
پشت تبریزی ها
غفلت پاکی بود که صدایم می زد
پای نی زاری ماندم باد می آمد گوش دادم
چه کسی با من حرف می زد ؟
سوسماری لغزید
راه افتادم
یونجه زاری سر راه
بعد جالیز خیار ‚ بوته های گل رنگ
و فراموشی خاک
لب آبی
گیوه ها را کندم و نشستم پاها در آب

من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هوشیار است
نکند اندوهی ‚ سر رسد از پس کوه

چه کسی پشت درختان است ؟
هیچ می چرد گاوی در کرد
ظهر تابستان است
سایه ها می دانند که چه تابستانی است
سایه هایی بی لک
گوشه ای روشن و پاک
کودکان احساس! جای بازی اینجاست

زندگی خالی نیست
مهربانی هست سیب هست ایمان هست
آری تا شقایق هست زندگی باید کرد

در دل من چیزی است مثل یک بیشه نور مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم که دلم می خواهد
بدوم تا ته دشت بروم تا سر کوه
دورها آوایی است که مرا می خواند ***شاید آن روز که سهراب نوشت :
تا شقایق هست زندگی باید کرد خبری از دل پر درد گل یاس نداشت
باید اینجور نوشت ،هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس
زندگی اجباریست***